محمود نجم آبادى
22
تاريخ طب در ايران ( فارسى )
دخالت داشتند . آشوريها كه بر بابليان فرود آمده و آنها را مغلوب ساختند ، همان ميراث بابليان را گرفته و عقيده داشتند كه صحت و مرض از طرف ربالنوعها به انسان مىرسد . آنان به سه ربالنوع كه مسئوليت بيمارى را به عهده داشتند معتقد بودند ، كه عبارت بود از ديو سل ، ديو امراض كبدى و ديو سقط جنين و مرگومير اطفال . آشوريان معتقد بودند ، همانطور كه روح شرير باعث پيدايش بيمارى مىگردد ، به همين نحو داروئى كه بر وى عرضه گردد از آن متنفر گرديده عضو بيمار را ترك خواهد كرد . نتيجه آن شد كه هر قدر بيمارى سختتر بود به همان اندازه داروى قىآور بيشتر مىدادند . در قانون حمورابى مكافات و پاداش هر دو براى طبيب بوده و اين امر يكى از خصوصيات مهم طب آشورى است كه تكليف طبيب و جراح و چشمپزشك را تعيين نموده است . درباره بهداشت همگانى چنين به نظر مىرسد اين مطلب يا از سرزمين آشور شروع شده و يا آنكه آشور يكى از سرزمينهاى اولى است كه در آن بهداشت عمومى مراعات مىگرديده ، مثلا اگر زنى پس از زايمان ناپاك تلقى مىگرديده به هرچه كه آن زن دست مىزده ، آلوده مىشده است و يا آنكه اگر كسى مس ميت مىكرد ناپاك بوده است . بعيد نيست پس از غلبه ايرانيان بر آشوريان قسمتى از اين تعاليم طبى از آشوريان اخذ شده باشد ، چنان كه در اوستا هم نظير آن ديده مىشود . هردوت گويد : " چون در بابل طبيب نداشتند ، بيماران را به بازار مىآوردند تا عابرينى كه مبتلى به بيمارى شبيه مرض وى شده بودند توقف نموده درباره درمان با آنان